تبليغاتX
♥♥ღ♥ღ♥ دل نوشته ♥ღ♥ღ♥♥

♥♥ღ♥ღ♥ دل نوشته ♥ღ♥ღ♥♥

ღღ♥ღ♥ღ♥ღرویاهای بارونیღღ♥ღ♥ღ♥ღ

کی اشکات و پاک میکنه شبا که غصه داری

دست رو موهات کی میکشه وقتی منو نداری

شونه ی کی مرهم هق هقت میشه دوباره

از کی بهونه میگیری شبای بی ستاره

برگریزونای پاییز کی چشم به رات نشسته

از جلو پات جمع میکنه برگای زرد و خسته

کی منتظر میمونه حتی شبای یلدا

تا خنده رو لبات بیاد شب برسه به فردا....

 

نایت اسکین

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت10:26 AMتوسط شیوا | |

 

When U Were 15 Yrs Old, I Said I Love U...
U Blushed.. U Look Down And Smile

وقتی 15 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ...صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی...

When U Were 20 Yrs Old, I Said I Love U...
U Put Ur Head On My Shoulder And Hold My Hand...
Afraid That I Might Dissapear...

وقتی که 20 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم

سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از این که منو از دست بدی وحشت داشتی

When U Were 25 Yrs Old, I Said I Love U...

U Prepare Breakfast And Serve It In Front Of Me

And Kiss My Forhead

N Said :"U Better Be Quick, Is''''s Gonna Be Late.."

وقتی که 25 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ..

صبحانه مو آماده کردی وبرام آوردی ..پیشونیم رو بوسیدی و

گفتی بهتره عجله کنی ..داره دیرت می شه

When U Were 30 Yrs Old, I Said I Love U...
U Said: "If U Really Love Me, Please Come Back Early After Work.."

وقتی 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم ..بهم گفتی اگه راستی راستی دوستم داری

.بعد از کارت زود بیا خونه

When U Were 40 Yrs Old, I Said I Love U...
U Were Cleaning The Dining Table And Said: "Ok Dear,
But It''''s Time For
U To Help Our Child With His/Her Revision.."

وقتی 40 ساله شدی و من بهت گفتم که دوستت دارم

تو داشتی میز شام رو تمیز می کردی و گفتی .باشه عزیزم ولی الان وقت اینه که بری

تو درسها به بچه مون کمک کنی

When U Were 50 Yrs Old, I Said I Love U..
U Were Knitting And U Laugh At Me

وقتی که 50 سالت شد و من بهت گفتم که دوستت دارم تو همونجور که بافتنی می بافتی

بهم نکاه کردی و خندیدی

When U Were 60 Yrs Old, I Said I Love U...
U Smile At Me

وقتی 60 سالت شد بهت گفتم که چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند زدی...

When U Were 70 Yrs Old. I Said I Love U...
We Sitting On The Rocking Chair With Our Glasses On..

I''''M Reading Your Love Letter That U Sent To Me 50 Yrs Ago..
With Our Hand Crossing Together

وقتی که 70 ساله شدی و من بهت گفتم دوستت دارم در حالی که روی صندلی راحتیمون نشسته بودیم من نامه های عاشقانه ات رو که 50 سال پیش برای من نوشته بودی رو می خوندم و دستامون تو دست هم بود

When U Were 80 Yrs Old, U Said U Love Me!
I Didn''''t Say Anything But Cried...

وقتی که 80 سالت شد ..این تو بودی که گفتی که من رو دوست داری..

نتونستم چیزی بگم ..فقط اشک در چشمام جمع شد

That Day Must Be The Happiest Day Of My Life!
Because U Said U Love Me !!!

اون روز بهترین روز زندگی من بود ..چون تو هم گفتی که منو دوست داری

to tell someone how much you love,
how much you care.
Because when they''''re gone,
no matter how loud you shout and cry,
they won''''t hear you anymore

به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری

و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی

چون زمانی که از دستش بدی

مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی

اون دیگر صدایت را نخواهد شنید

 

نایت اسکین

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت3:54 PMتوسط شیوا | |

تو بودي که در انتهاي خيالم

بي مهابا فرياد مي زدي....

دوستت خواهم داشت

و من

هر روز...

به انتهاي خيالم مينگرم

تا ببينم...

تا بشنوم....

فريادت را

اما..

جز صداي باد که زوزه مي کشد و پنجره

ذهنم را در هم ميکوبد

هيچ صدايي نيست

گويي سالهاست که رفته اي

و خيالم را تنها گذاشته اي

ولي من باز هم...

هر روز به انتظار

مينشينم

شايد يک روز بيايي......

 

 

نایت اسکین


 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت1:20 PMتوسط شیوا | |

نمي دانم چرا امشب واژه هايم خيس شده اند

مثل آسماني که امشب مي بارد....

و اينک باران..

بر لبه ي پنجره ي احساسم مي نشيند

و چشمانم را نوازش مي دهد

تا شايد از لحظه هاي دلتنگي گذر کنم

 


نایت اسکین


 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر 1390ساعت7:10 PMتوسط شیوا | |

میـخوام یه قـصری بـسـازم
پنجره هـــــاش آبی بــاشه
من بـــاشم و تــو باشی و
یک شب مهتـــــابی باشه

امشب میـخوام از آســمون
یــاسـای خـوشبــو بچیـنـم
امشب میخوام عکس تو رو
تــو خــواب گلــها بـبـیـنـــم

کــاشکی بدونـی چشماتو
به صـد تــا دنیــا نمــی دم
یه مــوج گیـســوی تــو رو
به صد تـــا دریــا نمـی دم

کــاش تــو هوای عاشقی
همـیـشه پیـشـم بـمونـی
از تــو کــتــــاب زنــدگــی
حـرفــای رنـگــی بخـونـی

حـتـی اگــه دلـت نــخـواد
اســم تــو، تـــو قلب منه
چـهـره ی تـو یــادم مـیاد
وقتــی کـه بـــارون میزنه

امـشب میـخوام بـرای تو
یه فـال حـــافـظ بـگـیــرم
اگـر که خـوب در نـیـــومد
بـه احـتـرامــت بـمـیــــرم

امشب میخوام تو آسمون
عکس چشـات و بـکـشم
اگـــر نـگـــاهم نـکـنــــی
نـــاز نـــگـــاتــو بـکـشـم

می خوام تو رو قسم بدم
به جـون هر چی عـاشقه
به جون هرچی قلب صاف
رنـگ گــــــل شــقــایـقـه

یه وقـتـی که مـن نـبـودم
بـی خـبـر از اینـجـــا نـری
بـدون یــه خـــــدافـظـــی
پــر نـزنـی تـنـهـــا نــــری

وقتـی که اینـجـــا بمـونی
بـارون قـشــنگ و نم نمه
هـوای رفتـن کـه کـــنـی
مـرگ گــلای مـریـمـــــه
............................


نایت اسکین

 

+نوشته شده در جمعه دهم تیر 1390ساعت8:59 PMتوسط شیوا | |



بد عادت کردی چشمامو از اون وقتی که اینجایی

تو با آرامش چشمات با این لبخند رویایی

همه حرفا همه شعرا بی تو تصویری از دردن

چشات معیار زیبایی رو تو قلبم عوض کردن

کسی مثل من عاشق به احساس تو مومن نیست

می خوام افسانه شم باتو میدونم غیر ممکن نیست

تورو از وقتی که دیدم چشامو رو همه بستم

همه عالم میدونن که به چشمای تو وابسته م

دیگه قلبم با آهنگ نفس های تو مانوسه

تو که می خندی انگاری منو خوشبختی می بوسه

بد عادت کردی چشمامو ته این قصه پیدا نیست

تو اینقدر خوبی که جز تو به چشمم هیچی زیبا نیست

 

 نایت اسکین

 

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت0:0 AMتوسط شیوا | |

کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه

خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه

کنارم هستی و بازم بهونه هامو می گیرم

میگم وای چقدر سرده میام دستتاتو می گیرم

یه وقت تنها نری جایی ، که از تنهایی می میرم

از اینجا تا دم دریا بری دلشوره می گیرم

فقط تو فکر این عشقم ، تو فکر بودن باهم

محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم

میدونم که یه وقتایی دلت می گیره از کارم

روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوستت دارم

تو هم مثل منی انگار، از این دلتنگی ها داری

تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود آزاری

کنارم هستی و انگار همین نزدیکی هاست اما

مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا

قشنگه رد پای عشق...

اگه حال منو داری می فهمی یعنی چی این عشق


میدونم یه وقتایی دلت میگیره از کارم

روزایی که حواسم نیست بگم چقدر دوستت دارم....

 نایت اسکین

+نوشته شده در جمعه سی ام اردیبهشت 1390ساعت11:6 AMتوسط شیوا | |

ميروي....

من نگاه ميکنم...

به قلبم...

که با دور شدنت...

صدايش آرام و آرامتر مي شود

و باز مي ايستد...

لحظه اي که

نبودنت را باور کند..

آسمانم پر از ابرهاييست

که بغض گلويشان را مي فشارد

اما...

جرات گريستن ندارند در اين هواي مه آلود.....

 

نایت اسکین



 

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت6:39 PMتوسط شیوا | |

آخرین آرزو

در غبارهاي به جا مانده از سکوت،


در خلوت ياس هاي پر احساس،


کنار آينه هايي از جنس باران،

روی سکوی کنار پنجره همه شب جای منه

 چند ورق کاغذ و یک دونه قلم همیشه یار منه

 کاغذای خط خطی از کنار در باز پنجره می پرن توی کوچ

ه سرحال از اینکه آزاد شدن نمی دونن که اسیر دل سنگ باد شدن

 دیگه بیداری شب عادتمه

 هم دم سکوت تنهایی من تیک تیک ساعتم

ه حالا من موندمو یک دونه ورق که اونم از اسم تو سیاه میش

ه همه چیم تو زندگی آخرش به پای تو هدر میشه

 چشمونم فاصله رو از پنجره دید می زن

ه دلم اسم تو رو فریاد می زنه

 درای پنجره رو تا انتها باز می کنم تو خیالم با تو پرواز می کنم

 

نایت اسکین

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت4:43 PMتوسط شیوا | |

سکوت ميکنم....

تا بشنوم...

صداي تو را...

که هر لحظه در گوشم

نجوا ميکني...

تنهايت نميگذارم...

 

نایت اسکین

 



 

+نوشته شده در جمعه نوزدهم آذر 1389ساعت2:1 PMتوسط شیوا | |


تو صدای پایت را

به یاد نمی آوری

چون همیشه همراهت است

ولی من آن را به خاطر دارم

چون تو همراه من نیستی

و صدای پایت بر دلم

نشسته است ...

 

نایت اسکین

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه چهارم آذر 1389ساعت3:3 PMتوسط شیوا | |

salam 2staye azizam

,emruz avalin postamo daram mizaram

,yejorai delam khast ye web dashte basham k harvaght delam gereft biam inja

,inja va3 khodam minvisam

 age dos dashtin hala nazar bedin

 

+نوشته شده در دوشنبه دهم آبان 1389ساعت2:19 PMتوسط شیوا | |